راز بلاگ

مرجع وبلاگ های ایرانی


عاشقشم

شیش سال پیش تو همچین روزایی دیدمش و عاشق شدم .اونقدر عاشق که بپرم مدرسه شون شبانه و حفاظ های پنجره ببرم و شیشه بشکنم برم تو ....اندازه ای عاشق که جلو دوستاش زانو بزنم و کادو بدم.اونقدر عاشق که برای به دست اوردنش برم خدمت .تو خدمت تمام ساعات و دقایق بهش فکر کنم .یه سال زنگ بزنم و حرف نزنه و من فقط شعرهام براش بخونم.اونقدر عاشق که جلو بارون یه ساعت وایستم...........اونقدر عاشق که همه بچه بازیا رو فراموش کنم و برم خواستگاری .شاید هفته بعد برم البته اگه قبول کنن.دوستش دارم اندازه خودم .امیدوارم دیگه به قول خودش قبول کنه و بریم سرخانه زنده گیمون اره خانه زنده گیمون



برچسب ها:
منبع مطلب